بولتن-۲۲-شهریور

بولتن ۲۲ شهریور به همراه پرونده ویژه سیاسی

در این مطلب می خوانید(فهرست)

تحولات بازار و شاخص کل

بازار سهام طی هفته ای که گذشت یکی از غافلگیر کننده ترین روزهای عمر خود را سپری کرد. در حالی که انتظار یک تعادل پایدار وجود داشت اما بازار به شدت مسیر نزولی در پیش گرفت که فضای روانی حاصل از آن بدون حمایت معنادار حقوقیها، نهایتا با تشکیل صفوف سنگین فروش همراه شد. نهاد ناظر برای کمک به جمع آوری صفوف فروش، نمادهای خودرویی، پالایشی و شستا را به بهانه های مختلف متوقف کرد اما ارزش صفوف فروش همچنان سنگین باقی ماند. نهایتا جلسات فعالان بازار با نمایندگان مجلس در روزهای دوشنبه و سه شنبه نتوانست تغییری در جو بازار داشته باشد اما دو مساله باعث شد تا معاملات روز چهارشنبه به تعادل برسد.

نخست افزایش نرخ دلار در بازار آزاد به همراه رشد پرشتاب قیمت خودروهای ایرانی در حاشیه بازار بود که باعث شد سهامداران از عرضه سهام خصوصا در شرکتهای EPS محور صادراتی دست بکشند. مساله دوم هم انتظار برای رسیدن به قوانینی بود که میتوانست باعث تلطیف بازار و کمک به نقدشوندگی بازار گردد. دولت بر اساس قانون سال ۹۴ و حمایت مجلس تصمیم دارد تا یک درصد صندوق توسعه ملی را جهت بازارگردانی دائمی بازار به کار بندد.

اولا که بازارگردانی همیشه توسط نهادیها و از سهام زیرمجموعه های خود انجام شده لذا در مواقع التهاب بازار، به هیچ عنوان حمایتی جهت نقدشوندگی از شرکتهایی با مالکیت غیرنهادی صورت نگرفته است ثانیا سهامداران عمده ضمن خرید سهام جهت حمایت، به فکر فروش سهام خریداری شده در هفته های بعدی بوده اند که این عاملی برای تضعیف بازار و خروج سرمایه میشده است اما منابع صندوق توسعه اولا به صورت دائمی در بازار میماند لذا صف فروش را نمیخرد تا وقتی صف خرید شد، عرضه کند.

ثانیا منابع آن دائمی در بازار میماند و شامل تمام صنایع و نمادها میشود. اوراق تبعی در نمادهای بزرگ منتشر میشود که البته محدودیت حجم دارد اما یک تصور درست یا غلط در بازار همیشه بوده که سهامدار عمده تاش میکند تا قیمت سهام در تاریخ اعمال بالاتر از تعهد باشد که نیازی به اعمال پیش نیاید و ازاین زاویه میتوان گفت چون تعداد سهامداران خرد بسیار زیاد است، آنها میتوانند سرمایه اندک خود را تضمین بگیرند و در این حالت است که دیدگاه آنها به تاریخ اعمال افزایش مییابد یعنی ناخواسته از دید کوتاه مدت به سمت میان مدت، شیفت میکنند. بازارگردانی اجباری در حال تبدیل شدن به یک قانون است. ازین زاویه اگر ناشر اقدام به بازارگردانی ننماید، قوه مقننه میتواند این تخلف را از طریف قوه قضاییه دنبال کند. این مساله باعث میشود تا شرکتهای خصوصی تازه وارد به بازار، پس از عرضه درصدی از سهام خود به عموم، باز هم درگیر معامات شرکت خود باشند و آن ها را رها نکنند.

تضمین نقدشوند ماندن در شرایط فعلی که هر هفته ۲ نماد به بازار وارد می شود اقدام مهمی است که تصویب شده است. ازین زاویه میبینیم که قوانین جدید ضامن نقدشوندگی است، به سهامداران خرد تضمین سود بانکی میدهد و دید آن ها میان مدت میشود و نهایتا منابع صندوق توسعه منجر به حمایت همه جانبه از بازار خواهد شد خصوصا که حالا بانکها نیز میتوانند در صندوقهای خود سرمایه گذاری جدید کنند و توسعه این صندوقها ابزاری برای خرید سهام در بازار خواهد بود.

بولتن ۲۲ شهریور به همراه پرونده ویژه سیاسی

قیمت دلار تیمایی بر اساس درهم به ۲۲ هزار تومان رسیده است. شرکتهایی که محصول صادر میکنند عملا با دلار بالاتری نسبت به دلار تیما محصول خود را میفروشند چون برابری درهم به دلار در تیما بالاتر از ۳٫۶۷ است. نیمی از سال گذشته و حالا به سودآوری سال ۱۴۰۰ و همینطور DPS مورد انتظار هم میشود وزن داد.

سهام، استراتژی ها و عقل سلیم

کامودیتی ها در دنیا تقویت شده اند و در کل با این حجم بدهی در اقتصاد آمریکا، تصور میشود که دوره دوم ترامپ شاهد تضعیف شاخص دلار باشیم که امری مرسوم بوده و عموما در دوره هایی از ریاست جمهوری صورت گرفته است. لذا رشد دلار تیما به همراه تقویت کامودیتی ها ضمن ریزش قیمت شرکتهای صادرات محور یک موقعیت ایده آل سرمایه گذاری را پدید آورده و در فضای رشد با اهمیت بازارهای موازی، ازین فرصت سرمایه گذاری نباید به راحتی عبور کرد. بازار به نقطه کف بنیادی رسیده و شرکتهای eps محور در نقطه جذاب هستند.

همراه با سیاست

در ماه های گذشته و با اعلام خبر تصویب پیشنویس «برنامه ۲۵ ساله ۲ همکاری های جامع ایران و چین » بحث های زیادی بر سر ابعاد و زوایای گوناگون این توافقنامه صورت گرفته است. از یک سو، کابینه دولت روحانی و به طور مشخص وزیر امور خارجه محمد جواد ظریف معتقد است “سیاست نزدیکی به شرق در مقابل گستاخی های غرب حرکتی مبتنی بر استراتژی ایرانی اسامی” است که “با هدف شکست راهبردهای آمریکا در منطقه خاورمیانه” )به نقل از علی آقامحمدی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام (در دستور کار جمهوری اسامی ایران قرار گرفته است.

با تکیه بر چنین ادعاهایی میتوان اظهار داشت ناکامی در بهره برداری از توافقنامه هسته ای موسوم به برجام، و عهد شکنی دولت آمریکا و به تبع آن سایر کشورهای غربی در انجام مفاد برجام، سیاست های خصمانه دولت ترامپ در قبال ایران -که رویکرد فشار حداکثری را در مواجه با جمهوری اسامی جایگزین برجام نمود- مجموعه ارکان حاکمیتی نظام جمهوری اسامی را خواسته یا ناخواسته به سمت تعمیق روابط دیپلماتیک با چین سوق داده است.

بولتن ۲۲ شهریور به همراه پرونده ویژه سیاسی

سفرهای علی لاریجانی رئیس سابق مجلس و دیگر عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام به عنوان نماینده مقام معظم رهبری به چین و مذاکره مستقیم با دولت این کشور، نشان دهنده جدیت و توافق نظر ارکان نظام برای پیشبرد این قرارداد است. سایمون واتکینز خبرنگار اقتصادی در حوزه نفت و انرژی معتقد است این قرارداد نه تنها دارای ابعاد اقتصادی بلکه دربر دارنده ابعاد سیاسی، اطلاعاتی و نظامی نیز میباشد که علاوه بر سرمایه گذاری ۴۰۰ میلیارد دلاری در حوزه نفت و گاز ایران، چین اقدام به انتقال خطوط تولید و فناوری خود نیز خواهد کرد. دسترسی به نیروی کار ارزان و باکیفیت ایرانی و همچنین دسترسی آزادانه به بازار بکر ایران از یک طرف، و از طرف دیگر تکمیل پروژه عظیم جاده ابریشم از جمله اهداف راهبردی دولت چین از این معاهده میباشد.

چین همچنین با همکاری روسیه در زمینه نظامی نیز به همپیمانان اصلی ایران تبدیل خواهند شد و علاوه بر استقرار خطوط سپر موشکی در کرانه خلیج فارس، جمهوری اسامی را در جنگهای سایبری نیز پشتیبانی خواهند کرد. اما ایده اصلی این معاهده مربوط به دوران پسابرجام است جاییکه در سال ۲۰۱۶ و پس از توافق هسته ای بحث قرارداد ۶۰۰ میلیارد دلاری چین با جمهوری اسامی ایران و پس از سفر شی جینگ پینگ به تهران شکل گرفت. در آن زمان رئیس جمهور چین سخن از “سرآغاز فصلی تازه” در مناسبات خود با ایران به میان آورده بود.

پیشنهادات پژوهشگران

با خروج ترامپ از برجام این ایده نیز رفته رفته برای چینیها کمرنگ شد. به طور کلی، دولت چین از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۹ در حدود ۲۷ میلیارد دلار در ایران سرمایه گذاری کرده که این رقم از سال ۲۰۱۶ به این طرف هرسال کمتر شده است تا جایی که در سال گذشته پکن حدود . ۱/۵ میلیارد دلار در ایران سرمایه گذاری کرده که در مقایسه با سرمایه گذاری ۳٫۷ میلیاردی در امارات و ۵٫۳ میلیارد دلاری در عربستان رقم ناچیزی به حساب میآید. همچنین واردات نفت چین از ایران نیز در مارس ۲۰۲۰ در مقایسه با دوره مشابه یکساله، ۸۹ درصد کاهش داشته است.

با همه این تفاسیر پرسش اصلی اینجاست، آیا جمهوری اسامی میتواند بر روی چین به عنوان هم پیمان بلندمدت و استراتژیک حساب کند؟ برای پاسخ به این پرسش بایستی چشم اندازها و منافع هر دو طرف درگیر را بررسی کنیم. در یکسو، به نظر میرسد در شرایط فعلی، اقتصاد آسیب دیده از تحریمِ ایران، بشدت نیازمند برقراری چنین رابطه ای با چین باشد. اما در سوی دیگر ماجرا، درست است که چین میتواند طی ۲۵ سال آینده نفت خود را با تخفیف از ایران تهیه کند اما همچون ایران نیاز مبرمی به این معاهده ندارد. به عبارت دیگر، این قرارداد برای چین کم هزینه و مفید و برای جمهوری اسامی ایران حیاتی خواهد بود.

برای درک بهتر ابعاد ماجرا لازم است تا نگاهی مختصر به حوزه فعالیت چین در خاورمیانه هم بیاندازیم. چین از یک سو با دولت ترامپ بر سر معاهده های تجاری به مشکل برخورده است تا جایی که رسانه های دنیا از لفظ “جنگ تجاری” برای توصیف وضعیت پیش آمده استفاده میکنند. آنها از طریق عقد قرارداد بلندمدت با ایران و دسترسی به آب های خلیج فارس میتوانند، از ایران به عنوان اهرمی تازه در مذاکرات خود با آمریکا استفاده کنند که حتا در صورت عدم انتخاب ترامپ و به قدرت رسیدن دموکراتها ) که وعده بازگشت به برجام را داده اند( قدرت چانه زنی خود را با این کشور بالا ببرند. اما ایران تنها شریک چین در خاورمیانه نیست.

این کشور علاوه بر ایران روابط دیپلماتیک بسیار نزدیکی با عربستان سعودی (در دکترین سیاست خارجه چین عربستان سعودی شریک نفتی بسیار مهمتری از ایران در نظر گرفته میشود)، امارات، مصر و اسرائیل دارد که در این مورد آخر، همکاریهای نزدیکی بین دو کشور در حوزه های امنیتی و مقابله با تروریسم نیز وجود داشته است.

به طور کلی، مجموعه فعالیتها و اقدامات دو جانبه پکن با کشورهای خاورمیانه مبتنی بر رویکرد سرمایه گذاری- محور در حوزه سیاست خارجه میباشد که کاملن برخلاف رویکرد ایدئولوژیک جنگ سرد- محور ایالات متحده است. طرف سوم درگیر این قرارداد نیز ایالات متحده آمریکا خواهد بود چراکه در صورت هم پیمان شدن چین با ایران در خاورمیانه، کارزار خصمانه فشار حداکثری علیه جمهوری اسامی با شکست مواجه خواهد شد. عاملی که میتواند توسط دموکراتهای برای تضعیف سیاستهای خارجه دولت ترامپ به کار رود.

از سوی دیگر ایالات متحده نیز میداند با سیاستهای خود عملن بازار و ظرفیتهای اقتصادی و ژئوپلتیک ایران را مفت و مجانی به رقیب اصلی خود در عرصه جهانی واگذار کرده است، شرایطی که به هیچ وجه مورد پسند استراتژیستهای ارشد آمریکایی نخواهد بود. البته نباید این نکته را فراموش کرد که در صورت به قدرت رسیدن دموکراتها در ایالات متحده شاید هیچکدام از سناریوهای مطرح شده به وقوع نپیوندد.

گزارش تحلیلی شرکت صنایع و معادن احیاء سپاهان

همچنین هرگونه توافق تجاری تازه چین با دولت آمریکا نیز میتواند امیدهای جمهوری اسامی برای به نتیجه رسیدن این معاهده را نقش بر آب سازد؛ همچنان که بدعهدی چینیها پس از برجام نیز مسبوق به سابقه است و به نظر میرسد این کشور در صورت حصول توافق تجاری با ایالات متحده عطای حضور در ایران را به لقایش واگذار کند.

بولتن ۲۲ شهریور به همراه پرونده ویژه سیاسی

در مسیر بورس

عیار نمادهای مختلف در معامات این روزها هویدا شد. دیدیم که در روزهای صف فروش سنگین کدام نمادها همچنان متعادل و حتی مثبت هستند. در واقع همین ها لیدر محسوب میشوند و در آینده نزدیک که بازار متعادل گردد، میتوانند بازدهی مناسب خلق کنند. هرچند قیمت نفت در پی افزایش تولید جهانی از یک طرف و کاهش خرید ۲ میلیون بشکه ای چین از طرف دیگر رو به کاهش گذاشته اما قیمت محصولاتی نظیر متانول و پلیمرها رو به افزایش است و مارجین سود بسیار خوبی برای تولیدکننده ایرانی با این دلار فراهم شده است.

با تیره و تار شدن رابطه استرالیا با چین از یک طرف و زمین گیر شدن برزیل از طرف دیگر به خاطر کرونا، قیمت سنگ آهن رشد کرده و حالا بهای تمام شده تولید فولاد آنقدری برای چین بالا رفته که عملا بازار صادراتی را رها کرده و تنها تولید داخل را پوشش میدهد. در این فضا حال فلزی ها نیز خوب شده و زنجیره فولاد منتفع گشته است.

بانکی ها نیز هر کدام یک محرک خبری یا بنیادی دارند. بانک ملت با ۵ میلیارد دلار خالص منابع ارزی، عملا در پایان سال ۱۳۹۸ دلار خود را ۷۸۰۰ تومان تسعیر کرده و به هر حال در یک نقطه ای باید این رقم را تسعیر کند. ممکن است بخش غیر مشمول مالیات را به طور کامل با نرخ تیمایی تسعیر کند و در سال ۱۴۰۰ نیز یک افزایش سرمایه سنگین دیگر بدهد و بانک صادرات و تجارت نیز در پی عرضه زیرمجموعه ها، انتشار اوراق تبعی و نظایر آن هستند.

نگاهی به بازار این روزها نشان داد که نمادهایی همچون کاوه، کگل، نوری، آریا، کرمانشا، وبصادر، زاگرس، فملی، فخوز، وتجارت و امثالهم چقدر خریداران قویتری نسبت به سایر نمادها دارند. اینکه لیدرهای بازار سهام ارزنده هستند خبر خوبی است لذا بهتر است که از میان نمادهای مورد توجه بازار، دست به انتخاب بنیادی بزنید.

گروه ها و سهم های پر پتانسیل بورسی

بولتن ۲۲ شهریور به همراه پرونده ویژه سیاسی وبصادر در آینده نزدیک سه شرکت زیرمجموعه را عرضه اولیه می کند که انتظار می رود جمع ارزش بازار آن ها به اندازه کل مارکت وبصادر باشد. انتظار اوراق تبعی هم به فضای روانی این سهم کمک می کند تا معامات بهتری داشته باشد. بازارگردانی مداوم و حمایت های حقوقی می تواند از نکات مثبت وبصادر تلقی شود ازین زاویه وبصادر به دید آخر سال ۹۹ جذاب است.

 

 

بولتن ۲۲ شهریور به همراه پرونده ویژه سیاسی

زاگرس حدود ۲۰۰ میلیون دلار تراز ارزی مثبت دارد که ابتدای سال آن را با ۱۳۷۰۰ تومان تسعیر کرده است. با ثبات نسبی در تراز ارزی انتظار میرود که رقم تسعیر ارز در زاگرس طی سال جاری رکورد بزند. بر این اساس با توجه به رشد قیمت متانول به مرور زمان، حتی با ثبات قیمت نفت، باید گفت که این پتروشیمی متانول ساز در نقطه خوبی قرار گرفته ضمن اینکه بازدهی آن بسیار اندک بوده و ازین حیث در نقطه مناسبی جهت سرمایه گذاری است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *